تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

یک کوچولوی بسیار خوش خنده

خاهش می کنم حتمن این ویدئو را ببینید باور کنید تمام خستگی های تنتون میریزه 

مطمئنم تا به حال با خنده یک ادم دیگه اینقدر حال نکردید

حال کنید و خوش باشید

در ضمن این ویدئو در یو توب  بیش از ۱۶ میلیون بازدید داشته

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت 11:10 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

" مردم ما " بی فرهنگ هستند  " مردم ما " به قانون احترام نمی گذارند " مردم ما " نظافت

را رعایت نمی کنند  " مردم ما"  .........

این جملات و این حرفها را شاید روزی دهها بار در تاکسی در اتوبوس ودر سایر اماکن

عمومی به نسبت کم و بیش شنیده اید

خوب سوال من اما اینجاست این "مردم ما " چه کسانی هستند  ایا از کرات دیگر مانند کره

مریخ امده اند و یا اینکه از کشورهای دیگری برای بد نام کردن ما امده اند ؟

و یا مسئله ای مهمتر و جدی تر اینکه این " مردم ما " تشکیل میشود از من و شما که در این

جامعه زندگی میکنیم

بلی عزیزان من این من و شما هستیم که این " مردم ما " را تشکیل می دهیم و اگر " مردم ما"

مشکلی دارند این عیب و ایراد از من و شماست نه از دیگرانی که وجود ندارند

اگر من و شما در مقابل یک بی قانونی ساده مانند عبور از چراغ قرمز با دیده منفی بنگریم

و به شخص خاطی لبخند نزنیم این کار کم کم تبدیل به عملی زشت خاهد شد و در جامعه

منسوخ

اگر من و شما علاوه بر اینکه خود عملی غیر متعارف و زشت راانجام ندهیم دیگران را هم از

انجامش بر  حذر داریم و به خاطیان به چشمان قهرمان ننگریم این بی قانونی ها ادامه نخاهد

یافت

من خود به چشم دیده ام کسانی را که در طول عمر شان هرگز با کسی برخورد فیزیکی

نکرده اند اما چنان از کسانی که اهل نزاع و زدو خورد هستند تعریف و تمجید می کنند که

باور کردنش بسیار دشوار است 

ایا این خود ترویج بی فرهنگی و بی قانونی نیست ایا یک لبخند تحسین امیز به عمل زشت

یک خاطی نمی تواند او را به انجام کارهای به مراتب بدتر تشویق کند و قبح این عمل را در

جامعه فرو بریزد  ایا گناه کسی که بی قانونی راتشویق می کند از کسی که گناه کار است

کمتر است ؟

پس عزیزان من بیائید خود بی قانون نباشیم و دیگران را هم از بی قانونی منع کنیم و یادمان

باشد تشویق بی قانونی از خود بی قانونی کمتر نیست

اری دوستان من جامعه ایرانی در صورتی مبدل به جامعه ای متمدن و با فرهنگ خاهد شد

که من و شما ابتدا  از خود شروع کنیم بعد مشوق بی اخلاقی ها نباشیم  و در مقابل بی قانونی

سکوت نکنیم  ( نه اینکه افتخارمان این باشد که در طول عمرمان با کسی گلاویز نشده ایم

اما انچنان از فلان اراذل و اوباش تعریف و تمجید کنیم که مایه فضاحت باشد )

انگاه است که این من و شما که تشکیل دهنده این " مردم ما " هستیم دیگر مجبور نباشیم دایم

از این " مردم ما " بنالیم

بدرود تا اغازی دیگر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 4:56 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما یاوران همیشه مومن

خبری بسیار داغ دارم و ان این است که به یاری خداوند بزرگ از این پس می توانید بجای

وارد کردن ادرس www.mnakhaifar.blogfa.com  فقط www.mnakhaifar.com

را وارد کنید

و از این به بعد با توجه به اتصال وبلاگ به دامنه به راحتی با وارد کردن یک mnakhaifar

و فشاردادن کلیدهای کنترل و اینتر وارد سایت شوید

با تشکر از شما که با نظراتتان همیشه من را یاری کرده اید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 1:6 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما مهربان  یاران

مطلبی که امروز با شما در میان می گذارم در مورد انتخابات اینده ریاست جمهوری است

که تا چشم بر هم بزنیم رسیده است و باز لابد از خود خاهیم پرسید برنامه ما چیست و ما

باید چه کنیم

پس بهتر ان است که از الان به فکر انتخابات اتی باشیم تا مجبور نباشیم در زمانی بسیار

محدود وبدون برنامه با این مسئله برخورد کنیم

نظر من و توصیه من با هم فکرانم این است که از هم اکنون با نوشتن و اطلاع رسانی درست

به جناب اقای  سید محمد خاتمی بگوئیم ما با توئیم و پشتیبان تو پس تو نیز ما را در این مبارزه

سخت تنها نگذار

ای سید بزرگوار هیچ زمانی شاید تا این حد ایران به کمک دستان بلند همتت نیاز مند نیست

هیچ زمان تا به این حد ما تو را از اعماق وجود برای برگرداندن روزهای طلائی دوران

ریاستت بر جمهوری اسلامی ایران نخاسته بودیم که اکنون می خاهیم و بلند فریاد می زنیم

سید مظلوم توئی    رئیس جمهور توئی

سید بزرگوار ما را در این راه سخت ودشوار تنها نگذار تو به هیچ قیمتی و به هیچ عذری

از ایستادن در سنگر پر اوازه دفاع از ارزشهای مقدس ایران زمین ما را رها نکن

ای سید بزرگوار ما در این راه به تک تک قدمهایت دل بسته ایم ما در  این نبرد با تمام وجود

تو را فریاد می زنیم و بار دیگر از تمام سلول هایمان خاهش را بیرون می اوریم و تقدیم

گامهای بلندت در راه رسیدن به ایرانی سربلند وپیروز و شکوفا می کنیم

خاتمی به راستی تو نور چشم مائی

و در این مبارزه برای نیل با ارمان هایمان سید بزرگوار تو را می جوئیم و تو را فریاد می کنیم

خاتمی عزیز دست اخر اینکه شما را بسیاری از ایرانیان از صمیم قلب دوست دارند پس

شما در مقابل این ملت هزار بار بیشتر از بقیه مسئولید و با جرات می گویم امروز تکلیف

شما در پیشگاه ملتی که شما را قبول دارد و می خاهد بیش از هر زمانی احساس می شود

و اما وظیفه من و شما در این است که همگی از او بخاهیم به میدان مبارزه بیاید و عاجزانه

او را به کارزار بزرگ انتخابات اتی دعوت کنیم  باشد تا به امید پروردگار عالم باز هم شاهد

ایرانی سربلند در همه میادین بین المللی و تمامی عرصه های زندگی داشته باشیم همچنان

که لیاقتش را داریم

امین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 8:52 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما

می خاهم بی تکلف وبی ریا برای شما درددل کنم و ان هم این است که این روزها تبدیل به

سوژه تقریبن تمامی اطرافیانم شده ام از این بابت که هر کس که به من می رسد اول چیزی

که می پرسد این است که چرا ازدواج نمی کنی ؟  و چرا معطلی حتا بعضی ها ( بین خودمان

باشد ) به من می گویند نکند عیبی داری ؟ و خلاصه اینکه هر جا در هر محفلی به محض

اینکه حرف کم می اورند راجع به ازدواج من بحث می کنند و وقت نازنین خود را به این

مسئله اختصاص می دهند انگار که تمامی مشکلات مملکت  با ازدواج من حل خاهد شد

و از این روست که همگان مترصد ازدواج من و رهائی از بند مشکلاتشان هستند

به هر روی باور کنید از ترس سوژه شدن کمتر در محافل ظاهر می شوم چون می دانم به

محض دیدن من یاد تمامی قرضهایشان می افتند که قرار است با ازدواج من ادا شود

حالا جالب است بدانید من ۳۰و نیم سال بیشتر ندارم و هنوز هم احساس می کنم دهنم بوی

شیر می دهد ولی نمی دانم چرا این بوی شیر را دیگران نمی فهمند و بعد اینکه برای شما

که غریبه نیستید  می خاهم داستان مجرد بودنم را تعریف می کنم

تا زمانی که دبیرستانی بودیم که اصلن حتا اگر هم می گفتیم فلانی را می خاهیم حتمن همه

می خندیدند و فکر می کردند داریم جک تعریف می کنیم ( البته خودمانیم حالا که بیشتر فکر

می کنیم میفهمیم خیلی هم بی راه فکر نمی کردند )بعد دانشگاه قبول شدیم خوب چه شد هیچ

مگر با ان درسها و مشکلات دانشجوئی که خودتان بهتر می دانید می شد به عشق و عاشقی

هم فکر کرد( البته بودند کسانی که به این مسئله فکر می کردند و بعدن پشیمان می شدند بدلیلی

که در بعد می نویسم )در ضمن من که خود را عاقل می دانستم با خود می گفتم باید اول درسم

را تمام کنم بعد به فکر بدبخت کردن یک دختر بیفتم

خوب بعد از چندین سال ( با عرض معذرت من از جمله مشروطه خاهان بزرگ دانشگاه بودم

این مسئله در تاریخ ها هم امده است )فارغ التحصیل شدم و به خدمت مقدس سربازی رفتم

این قسمت را خودتان بهتر می فهمید و خیلی نیاز به توضیح ندارد که اول اینکه به یک سرباز

وظیفه که اختیار نفس کشیدنش هم با خودش نیست چه کسی حاضر است زن بدهد و یا اینکه

چه کسی حاضر است زنش بشود و بعد اینکه با حقوق سربازی ماهی ۲۳۰۰۰تومان (در دوره

من  برای افسر وظیفه ها تازه اینقدر بود) که فقط می شد با این پول چند عدد قاقا لی لی خرید

ایا میشد از پس مخارج زندگی بر امد خودتان قضاوت کنید

راستی توضیح مطلب داخل پرانتز که در مورد پشیمانی دانشجویان مزدوج بود اینکه این

عزیزان بعد از اتمام درس تازه می فهمیدند که باید به سربازی بروند و با این حقوق والا چه

عرض کنم یک زندگی را هم اداره کنند ما حداقل از این مصیبت عظما مبرا بودیم

سربازی هم که تمام شد گفتم کار می کنم تا بتوانم لااقل از عهده یک زندگی بر بیایم و

وقتی هم وارد بازار کارشدم تازه فهمیدم زندگی از انچه که فکر می کردم به مراتب سخت تر

است البته در تمامی این مراحل که برایتان شرح دادم شاید می شد با وبال گردن بودن پدر

عزیزم کارها را از پیش ببرم که البته با روحیات من به هیچ وجه سازگار نبوده و نیست چون

عادت کرده ام روی پای خودم بایستم و این را هم مدیون پدر بزرگوار و دوست داشتنی ام

هستم که به من یاد داد همیشه با دست زدن به زانوی خودم از جا بر خیزم و از این بابت تا

پایان عمر مدیون این مرد بلند اندیشه هستم

به هر حال انچه خاندید درد دلهای من بود که چرا هنوز مجردم امید وارم کسانی که به من

متلک پرانی  می کنند این متن را بخانند تا دست از سر این سوژه کهنه بردارند در ضمن همه

اینها را گفتم تا شما بدانید چرا هنوز مجردم و خدای ناکرده عیبو ایرادی ندارم

حالا اما دارم به این مسئله فکر می کنم و دیگر قبول دارم که عذری پذیرفته نخاهد بود و البته

فکر می کنم که این اتفاق بزودی خاهد افتاد  (حتمن همه شما را هم دعوت خاهم کرد تا در

همین وب جشنی با شکوه بگیریم ) و من دارم کم کم متاهل می شوم

امید وارم با گذراندن تمامی این مراحل لااقل ادم با تجربه ای باشم و این دختر خانم بی گناه

را بدبخت نکنم

امین یا رب العالمین

در ضمن 3 عدد کاریکاتور زیبا هم در مورد دختران امروزی در زیر می اید البته باید بگویم

این کاریکاتورها هیچ ربطی به ازدواج من ندارد و ایشان اصلن جز این دسته زنان امروزی

نیستند  

همسران دیروز

همسران امروزی

همسران فردا

بدرود تا اغازی دیگر   

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 9:47 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

دست توانای انتقام الهی

درود بر تمامی سربازان گمنام امام زمان ببینید چگونه دست بالای دست پیدا می شود

بعضی اوقات ما با دیدن صحنه هائی در تلویزیون دلمان به حال این اراذل و اوباش

میسوزد بدون انکه بدانیم اینها چه جانی های بیماری هستند که لیاقتشان بدتر از این هاست

به هر حال من به عنوان یک ایرانی و به عنوان یک انسان به این مامور  انتقام گیرنده

می گویم اجر دستانت که وسیله انتقام الهی است با اقا امام حسین و باور کن پاداش دستانت

از هر عبادتی بالاتر و برتر است 

در ضمن بابت حرفهای زشت زده شده توسط این بی شرم متجاوز از شما عذر خاهی می کنم

ولی به قدری صحنه تکان دهنده و عبرت اموز است که حیفم امد حتا با وجود این حرفهای

رکیک این لینک را روی وب نگذارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 6:4 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درگیری پسر با غیرت

و این هم تقدیم به بعضی از پسرهای پر رو که حتا وقتی یک مرد هم همراه خانمی باشد

از حرکات زشتشون دست بر دار نیستند البته این یک نفر به سزای عمل زشتش رسید

امید دارم بقیه این دست اراذل و اوباش هم به اونچه که استحقاقش رو دارند برسند

امین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 5:15 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

صحنه هائی از فیلم " کاروان "

صحنه هائی از فیلم " کاروان " با بازی بهروز وثوقی نازنین  انتونی کوئین   و محمد علی

کشاورز و جنیفر اونیل و تنی چند از بازیگران به نام ان دوره که شاید هرگز به طور جدی

اکران نشده است

این فیلم یک سال قبل از انقلاب تولید شده است و یکی از  وشاید پرخرج ترین محصول

مشترک ایران وامریکا ست  که خوب هرگز موفق به اکران درستی نشده است و من هم

بر ان شدم تا با گذاشتن لینک این فیلم یادی کنم از هنر پیشه های محبوب ان دوران مخصوصن

نازنین هنرمند محبوب من و بسیاری از ایرانیان اقای بهروز وثوقی عزیز با هم ببینیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 9:36 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما

مطلبی که شاید در صفحه اصلی وب لزومی برای مطرح شدن ندارد اما من به علت اجبار

ان را مطرح می کنم این است که اگر یادتان باشد در مطالب گذشته من از خانمی به اسم

مری که در وبلاگ چندین بار نظر داده بود ند تشکر کردم و جالب اینکه این خانم انگار

ظرفیت تقدیر و تشکر را نداشتند چون از همان روز دیگر مفقود الاثر شده اند

و انگار تشکر من باعث این شد که ایشان فکر کنند ویکتور هوگر تشریف دارند

به هر حال من از شما که در صفحه اصلی و به اجبار با این مسئله روبرو می شوید عذر خاهی

می کنم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 10:16 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما

به علت پرسش های دوستان عزیزم در مورد اسم وبلاگم ( قهوه شاپ ) بر ان شدم تا در

این مجال در مورد این اسم توضیحاتی به شما عزیزان بدهم

قهوه شاپ به این دلیل انتخاب شد تا مبین این باشد که من نه دوست دارم انقدر سنتی باشم

که از قافله تمدن جا بمانم و نه انقدر محو مدرنیته که از یاد ببرم چه اصالتی دارم و با

چه اداب و سننی رشد کرده ام

به هر روی داستان به این شکل است که قهوه شاپ درد دل یک نسبتن جوان ایرانی است

که نه می خاهد از دنیای متمدن فاصله بگیرد و منکر پیشرفتها و تکنولوژی و دیگر دست اورد

های دنیای مدرن باشد بلکه دوست دارد و می خاهد ازاین پیشرفته ها به بهترین نحو استفاده کند

واز ان سو با تمام وجود و امکانات میکوشد تا با یاد اوری سنت ها و زیبائی های اداب ورسوم

ایرانی بودن به همه یاداور شود می شود ایرانی بود و در عین حال در دنیای مدرن حرفی

برای گفتن داشت

مانند  بسیاری از مشاهیر ایران زمین که در هر حالی یاد اور می شوند ایرانی هستند و حتا

برخی از انها افتخار میکنند که متعلق به خاک پاک محله های بسیار پائین شهر هستند که البته

افتخار به جائی است  

خوب امید وارم با این توضیحات متوجه معنای اسم وبلاگ من شده باشید وخاسته من هم همین

است ایرانی باشیم به بزرگ مردانمان افتخار کنیم ( هر انکس با هر تفکر و هر ائینی که به

ایران خدمت کرده است ) با دنیای مدرن همراه باشیم از قافله تمدن جا نمانیم و در عین رعایت

اداب و سنن مدرن فکر کنیم و ازاد اندیش باشیم

به امید تحقق این خاسته ها بدرود تا اغازی دیگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 9:44 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما

در مورد مطلب قبل باید عنوان کنم نقشه ای که در تصویر می بینید نقشه اقوام ایرانی است

نه خدای ناکرده مناطق جدا شده از ایران

منتها به علت اینکه برای قرار دادنش در وبلاگ ان رابا  فوتو شاپ ریسیز کردم  خانا نیست

و از این بابت عذر خاهی می کنم و امید عفو دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت 7:44 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بی پایان من به همه اقوام ایرانی در سراسر وطنم ایران

یکی از دلمشغولی های همیشگی من ایران است

ایران سرزمین من است ایران مأ من امال و ارزوهای من است  ایران سر اغاز من و به امید

حق خط پایان من است

ایران جایگاه همه خوبیها است ِ ایران مهد دلیران مهد تمدن و مهد تمام زیبائی های جهان است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت 6:39 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

با درود فراوان به شما که به من محبت دارید

در مورد اظهار نظر یکی از دوستان به نام اقای مهران که از من خاسته اند در مورد

انگلیس و روسیه هم نظرم را اعلام کنم باید بگویم در کشور حتا کودکان هم در مورد

انگلیس نظر مساعدی ندارند و این کشور برای ما ایرانی ها حکم یک کلاه بردار بین المللی

را دارد و حتا معروف ترین و پر طرفدارترین سریال ایرانی  ( دایی جان ناپلئون ) با همین

تز جلو میرود که همه گرفتاری های ما کار انگلیس است و بس

پس تکلیف ما با انگیلیس مشخص است و تقربین همه ایرانی ها به قول دایی جان ناپلئون

این گرگ مذور را می شناسند

روسیه هم با سابقه طولانی که  در دخالت در امور ایران دارد و همچنین حملاتی که به

ایران عزیز ما انجام داده و قسمتهائی که از مام میهن ما جدا کرده است باز هم تکلیفش

برای ما مشخص و حنایش رنگی ندارد

اما این امریکائی ها هستند که می خاهند با نشان دادن یک در باغ سبز و با ان همه تبلیغ

و زیبا نمائی به ایرانی ها ثابت کنند که ما دوست شما هستیم و خیر و سعادت شما را می خاهیم

و هر انچه برای شما انجام می دهیم فقط برای خیر خاهی و دوستی است و بس

و اینجاست که حرف من شکل می گیرد که باز هم می گویم

کهر کم از کبود نیست       بیگانه بیگانه است

منظور من این نیست که فقط امریکائی ها بدند من می گویم امریکائی ها هم مانند انگلیس ها و

روسها در خانه های ما بدنبال منافع خود هستند و بس

بدورد تا اغازی دیگر 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 7:9 AM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما

عزیزان من هیچ دوست ندارم در مورد سیاست اظهار نظر کنم و تمایلی به اینکه وبلاگم یک

وبلاگ سیاسی باشد هم ندارم

اما بعضی اوقات در مورد برخی از مسائل نمی توانم بی تفاوت باشم و دوست دارم حداقل

نظر خودم را به عنوان یک ایرانی بیان کنم و مطلب امروز من هم دقیقن به دلیل همین عدم

علاقه به بی تفاوتی در بعضی از مسائل است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/10ساعت 6:42 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

با درود فراوان به همه شما

در مورد مطلب قبل یک نکته را بایستی حتمن خدمتتان عنوان کنم و ان این است که من

صاحب عکس را نمی شناسم و منبع عکس خبرگزاری رویترز است.

واگر کسی در بین شما هست که او را می شناسد از طرف من بر دستانش بوسه ای بلندو گرم

بنشاند شاید این یک خسته نباشید کوچک برای این مرد بزرگ باشد

بدرود تا اغازی دیگر

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/10ساعت 2:8 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

عرب در بیابان ملخ می خورد     سگ اصفهان اب یخ می خورد

 

 

پاینده باد خلیج همیشگی فارس

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/03ساعت 10:56 PM  توسط ِام نخعی فر  |