تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

درود بر شما دوستان همراه

" باراک حسین اوباما " بالاخره پس از ۲ سال مبارزه طاقت فرسا و مهیج و البته قابل

پیش بینی به ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا رسید

در این راه من اما نه به دنبال تبریک گوئی هستم و نه به دنبال تحلیل که چرا چنین شد و

چرا چنان نشد

حرف من درباره حدیثی است از پیامبر اکرم (ص) که میفرماید : اطلبوالعلم ولو بالسین

بدین معنا که بدنبال علم باشید حتا اگر در چین باشد

منظور پیامبر (ص) از اینکه چین را برای این مطلب انتخاب کرده اند دوری راه و البته

کمی ارتباط و سختی مسافرت و درکل وجود مشکلات خاص انزمان مابین صحرای

عربستان و کشور معتبر و بزرگ چین بوده است

و ما اگر در مقام مقایسه بر ائیم به عقیده من چین ان زمان را میشود با امریکای این زمان

مقایسه کرد و در نتیجه بدست اوردن علم و دانش از این کشور یقینن مجاز بلکه به ما توصیه

شده است و در این راه به عقیده من  یکی از دست اورد های مردم سمت دیگر این کره خاکی

انتخاب رئیس جمهور است که به واقع بسیار پند اموز و قابل تامل است  و جا دارد که ما

هم از این ره گذر برای خود توشه ای بر داریم به خصوص اینکه ما کشوری هستیم که در

راه پیشرفت در حال گام بر داشتن هستیم و به این تجربیات بسیار نیازمند هستیم

نکته ای که در مورد ان بسیار فکر و تامل کردم  انتخاب رئیس جمهور در این کشور

پهناور و پیشرفته است بدین شکل که فردی برگزیده از هر حزب به وسیله انتخابات درون

حزبی برای مبارزات انتخاباتی کلی انتخاب میشود که این غربال اول است

در وهله دوم در انتخابات کلی هر کاندیدا برای بدست اوردن اراء مردم برنامه های خود را

ارئه میدهد و در طول یک مدت قابل ملاحظه از این برنامه ها دفاع می کند که این برنامه

ها اولن بایستی قابل اجرا باشند و دوم اینکه برنامه ها حتمن بایستی با جزیئات و به طور

شفاف در اختیار عموم قرار گیرد و در برابر مردم به معرض قضاوت قرار گیرد

و جالب اینکه زندگینامه همه کاندیدا ها به طور کامل و با جزئیات در اختیار رسانه ها قرار

دارد به طوری که مردم از کوچکترین اعمال انجام شده توسط کاندیدائی که می خاهند

انتخاب کنند با خبر هستند و با ریزترین خلقیات کاندیدای محبوب خود از این طریق اشنا

می شوند

و دست اخر این نماینده با عبور از لحظات بسیار متعددو متنوع که در انها صبر شکیبائی

درایت سیاست و حتا نیروی جسمی او مورد ازمایش قرار می گیرد به صندوق رای میرسد

و مردم میتوانند با چشم باز کاندیدای خود را انتخاب کنند ( تمامی این مطلب بدور از قضاوت

من است راجع به خوبی یا بدی کاندیدا این را مردم امریکا باید تشخیص دهند و در صلاحیت

من حتمن نیست )

یعنی بواقع کاندیدایی که در امریکا به صندوق نهائی میرسد هیچ مطلب و موضوعی قابل

کتمان و غیر شفاف ندارد مانند دارائی ها و دیگر مسائل حتا خصوصی و در مورد برنامه

هایش هم کاملن روشن و شفاف و قابل اجرا صحبت کرده است و هرگز حرف هایش

شعار های غیر عملی نیست

و این دقیقن همان چیزی است که ما میباید از چین زمانه یعنی امریکا بیاموزیم

ما باید بیاموزیم کاندیدائی را که هنوز تا پای صندوق رای هم از هیچ چیزش خبر نداریم

نباید انتخاب کنیم

ما باید بیاموزیم از کاندیدا  برنامه بخاهیم نه شعار

ما بایدبیاموزیم تا کاندیدا ئی را برای یک چنین مسولیت عظیمی انتخاب می کنیم در معرض

هزاران ازمون قرار دهیم تا از روحیات درونی و بیرونی اش اگاه باشیم و به ناگاه پس از

انتخاب متوجه هزاران عیبش نشویم  

ما باید بیاموزیم کاندیدای مورد علاقه مان را یک شبه انتخاب نکنیم

ما باید بیا موزیم هر کاندیدا باید برای ریاست جمهوری که حساس ترین پست این مرز و بوم

است راهی طولانی بپیماید و به حکم شانس و یا نه گفتن به رقیب یک شبه به پیروزی

دست نیابد

ما باید بیاموزیم ...........

بدرود تا دیداری دوباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/16ساعت 4:56 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر شما عزیزان همیشگی

دیشب در محفلی خصوصی خبری بسیار تکان دهنده شنیدم راجع به دستگیری جانوری

انسان نما که با سوء استفاده از غفلت خانواده های دختر بچه های معصوم و بی گناه و با

سوء استفاده از تنهائی وخلوت بودن محیط دست به  ازار و اذیت کودکان بی گناه

میزده است

ظاهرن و با استناد به شنیده های معتبر شیوه این حیوان انسان نما هم بدین گونه بوده است

که با استفاده از زمان مرده داخل اسانسور مجتمع های مسکونی و با تهدید و ارعاب طعمه

اقدام شیطانی خود را به انجام می رسانده است که متاسفانه در چندین مورد هم موفق به

انجام عمل شیطانی خود شده است

البته انگار فقط در یک مورد قصد حمله به یک دختر خانم جوان را داشته که با چاشنی

شانس و اقبال ان خانم محترم و همچنین هوشیاری برادر این خانم موفق نشده و با درگیری

و به سختی مجبور به فرار میشود

داستان بسیار تکان دهنده است که این حیوان چرا و چگونه می تواند این کار را انجام دهد

که خود البته جای بحث فراوان دارد که نه در صلاحیت من است که روانکاوی کنم و نه

قصد ان را دارم

صحبتی که من دارم با ان دسته از روشنفکرانی است که گاه و بیگاه با عنوان عبارت مقدس

حقوق بشر علم مبارزه با مجازات اعدام را بر میدارند

البته من شخصن با بعضی از مجازات هائی مانند سنگسار ( که با دستور اقای

شاهرودی  ملغی شده است ) و بعضی های دیگرمانند دست و  پا بریدن مخالفم اما

با وجود همین مخالفتم هم بعضی وقتها با خودم فکر می کنم برای یک چنین اعمال شیطانی

که ذکر کردم چه مجازاتی می تواند  باعث احقاق حق از دست رفته انسان های بی گناه شود

 براستی برای حتا لحظه ای هم که شده خود را به جای ان مردم بی گناه وبی دفاع بگذارید

که مورد تعرض این حیوانات قرار گرفته اند

ایا زندان برای یک چنین مجرمی به عقیده شما برای بر قراری عدالت کافی است ؟

ایا فکر نمی کنید یک چنین بیمار روانی حتا اگر بعد از ۲۰ سال برای یک هفته به مرخصی

برود باز هم همین اش و همین کاسه خاهد بود و باز هم باید شاهد بر باد رفتن زندگی اینده

و امید چندین خانواده محترم باشیم؟

ایا به عقیده شما در محیطی که همه مجرم و همه خلاف کار باشند ( زندان ) چقدر می توان

برای اصلاح یک چنین حیوانی امید داشت ؟

به عقیده من نه یک بار بل صد بار اعدام هم برای یک چنین حیوانی کم است این عقیده واقعی

من است

در ضمن دو گله هم دارم از برادران عزیز و زحمت کش پلیس و خبر نگار که به نظر خود

شما بهتر ان نبود که با اطلاع رسانی لازم و دقیق و کافی برای عموم ‌‌  جامعه را از وجود

یک چنین شروری مطلع کرد ؟

ایا بهتر نبود قبل از وقوع چندین مورد و در ابتدای حادثه زمانی که هنوز اینده یک کودک

بر باد رفته بود با چاپ همان تصویر چهره نگاری شده و پخش ان در همه جا  و اعلام ان

از طریق رسانه ها به مردم شهر گوشزد کرد که اولن بیشتر احتیاط کنند و دومن در پیدا

کردن این جانی خطرناک پلیس را یاری رسانند

در ضمن به نظر من این حیوان هم وقتی میدید این چنین به دنبال اویند کمتر جرات می کرد

دست به  اقدامات شیطانی خود بزند ؟

این سوال من به خصوص از خبرنگارانی است که این مطلب را میخانند و پلیس هم حرف

انها را بیشتر در نظر می گیرد !!!!

 منبع موثق خبر من نقل می کرد از کودکی که قربانی این شیطان زمینی شده بود

و می گفت این کودک هنوز پس از گذشت ۲ سال از حادثه کابوس های وحشتناک می بیند

و به شدت از لحاظ روحی و عصبی اسیب جدی دیده است و برخی اوقات هنوز احساس

می کند که در خواب و بیداری او را دوباره تهدید می کند

باور کنید با شنیدن این جملات اشک در چشمانم حلقه زده بود و خیلی شاهکار کردم تا

جلوی گریه خودم را بگیرم

یک خاهش هم دارم از پرسنل محترم اداره اگاهی و ان این است که تو را به خداوند قسم به

به این حیوان رحم  نکنید چون که بزرگان می گویند

ترحم بر پلنگ تیز دندان           ستمکاری است بر گوسفندان

بدورد تا اغازی بهتر و شیرین تر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 8:13 PM  توسط ِام نخعی فر  |