تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

۱- شاهزاده "بندر بن سلطان " ولیعهد عربستان سعودی بر اثر بیماری سرطان به حال مرگ بر روی تخت بیمارستان است . به عقیده من این را خداوند میخواهد تا بدانیم دست اوست که بالاترین دست هاست که حتی شاهزاده ای سوپر میلیاردر با آخرین علم پزشکی و آخرین امکانات تکنولوژی بشری که برایش محیاست در مقابل اراده حضرت باریتعالی  درمانده است  .  الله اکبر   الله اکبر از قدرت اراده خداوند

۲- سرمربی های غیر مودب استقلال و سایپا هر کدام دو میلیون تومان جریمه شده اند " با خودم گفتم ای کاش کمیته انضباطی به این عزیزان اینقدر فشار نمیآورد آن هم در این وضعیت  بهران جهانی اقتصاد و حقوق بخور و نمیر مربی گری

۳- به گفته سایت گرداب کاربران سایت های مستهجن در ایران ۳ میلیون نفر بوده اند " با در نظر گرفتن جامعه جوان و آمار دقیق کل کاربران اینترنت در ایران  به عقیده من علت را هم مانند معلول باید از بین برد چون در غیر این صورت کاربران تنها تغییر آدرس میدهند و همه زحمت ها بی اثر میشود دوماٌ چه کسی بالاخره زنگ خطر را خواهد زد که چرا مملکت اسلامی باید ۳ میلیون کاربر سایت های مستهجن داشته باشد شما فکر میکنید این همه ناهنجاری جنسی نتیجه چیست آزادی زیادی یا فشار تا حد خفگی ؟

۴-یکی از دوستان ما که خیلی احساس شجاعت میکند و از شدت این احساس میرود که  به مرحله دلاوری برسد در وبلاگ خودش با عربده کشی همیشه از سمت قدرت طرفداری میکند . میخواستم به این عزیز دلاور بگویم اول / سمت قدرت هیچ نیازی به عربده کشی و داد و فریاد شما ندارد چون قدرت دارد دوم / شجاعت و دلاوری در انتقاد از سمت قدرت است نه عربده زدن و حریف طلبیدن آن هم از سمت و سوئی که نه طرفداری دارد نه قدرتی  سوم / اگر قصد اظهار ارادت برای مقاصد نامرئی است  باز هم نیاز به عربده زدن و حریف طلبیدن نیست خیلی مودبانه هم میشود اظهار ارادت کرد  چهارم/  این چیزی که شما به آن اعتقاد دارید اعتقاد خیلی ها ی دیگر هم هست و بسیاری از افراد دیگر با شما هم عقیده اند اما در روش با شما هم رفتار نیستند  پنجم / .............. خسته نباشید دلاور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 0:30 AM  توسط ِام نخعی فر 

بدون تعارف بگویم و کاملاٌ صریح ، من با دموکراسی با شکل موجود آن به شدت مخالفم

من با دموکراسی که میگوید رای یک شخص ساکن  شهری بزرگ که هرروز روزنامه میخواند به مسائل

روز اشراف کامل دارد ،تحصیل کرده است و به معنای واقعی آگاه به مشکلات و معضلات جامعه است با

رای یک روستائی ساده دل که در آخرین لحظات و پای صندوق رای از روی بی سوادی با توسل به یک با

سواد میگوید بنویس نام همانی که سید است یا همانی که آخوند است یا آنی که جوون تر است (تازه اگر نویسنده

 شیر پاک خورده باشد و خدای ناکرده بر اساس سلیقه خود رای را تغییر ندهد )به شدت مخالفم

درست است که باید هر نظامی برای بقاء به مشارکت مردم در سرنوشت کشور اهمیت و بهاء بدهد و اگر ندهد

به راهی خواهد رفت که محمد رضا پهلوی رفت که با آن همه کبکبه و دبدبه و ساواک ناخن کش و ارتش پر از

ستاره نتوانست جلوی طوفان ملت دوام بیاورد اما آیا این درست است از یک چوب توقع باربری آهن را داشت

آیا درست است که از یک قطعه فلز همان توقعی را داشت که از یک چوب، مسلماٌ اینها با هم فرق دارند و هرگز

کاربرد یکسان و کارکرد یکسان هم نخواهند داشت  این درست به همان شکل است که ما از همه آراء یک توقع

داشته باشیم

مدلی که به عقیده من برای اداره یک مملکت لازم است نه رای گیری مطلق آن هم برای انتخاب شخصی با

اختیارات رئیس جمهور است که معتقدم توده مردم نوعی موج است که براحتی با باد احساسات ، فریب ، تخریب

به بازی گرفته خواهد شد و هرگز ملاک یک انتخاب درست نیست (این را عموماٌ عرض میکنم )

مدل صحیح به عقیده من وجود مجلسی است از جمع روشنفکران ، الیت ، نخبگان ، علماء ، بزرگان که بعض

شان با انتخاب مردم و بعضی دیگر که دارای مدارج انکار ناشدنی علمی فرهنگی و یا هنری هستند  که این

مجلس مرجع انتخاب رئیس جمهور ، وزرا ، و سایرکرسی های تصمیم گیری مملکت باشد 

چون به عقیده من همچنان که در قران هم به وفور میخوانیم که میفرماید " بل اکثرهم لایعقلون "

این را هم بگویم من این را کلی عرض میکنم حال چه انتخاب مردم راست باشد چه چپ در عقیده من ذره ای تاثیر

ندارد چون عمیقاٌ معتقدم

۱-توده مردم را براحتی میتوان فریب داد

۲- چطور میشود رای نخبگان جامعه را هم سنگ پیرزنان در دور افتاده ترین نقاط دانست (قصدم توهین به این 

عزیزان هم نیست تنها این عقیده را دارم که از این بزرگواران در عرصه های بهتری میتوان استفاده کرد همچنان

که نمیشود از یک روشنفکر و یا دانشمند توقع کشاورزی داشت )

۳-هم سنگ شدن بی مورد آراء باعث دلسرد شدن الیت و نخبگان جامعه خواهد شد و به تدریج باعث کمرنگ شدن

حضور آنان در همایش های اینچنینی خواهد شد

  شما نظرتان چیست آیا با من هم عقیده هستید ؟

پایدار و پیروز باشید  

 

پی نوشت:  در همین آمریکای پرچم دار و مدعی دموکراسی رای گیری الکترال است و هر ایالت بر اساس

 امکانات و پیشرفت ها و سایر الگوهای توسعه فرهنگی که دارد در این رای الکترال تاثیر دارد و اینگونه

 نیست که هر رای با هر رای برابر باشد

 

-    لینک همین مطلب در سایت وزین آینده (سایت خبری مستقل ایرانیان)

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 7:32 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

این روزها برق امید و تحقق آرزوها را میتوان در چشم های یکایک مردم ایران دید مردم از پیر

و جوان از خرد و کلان پسرو دختر از آینده ای روشن حرف میزنند همه جا بحث ها و صحبت ها

با امید و افکار مثبت همراه است   اینجا ایران است

در کوی و برزن مردم از اعتلای ایران میگویند بحث دیگر بر سر مشروعیت منطقه ای نیست بحث

بحث مشروعیت  و مقبولیت جهانی است تمامی جدل ها بدل به تفاهم بر یک چیز شده است  تفاهم در

بزرگی  عزت شرف و اعتباری نوین و چهره ای نو و واقعی برای ایران اسلامی عزیز آری اینجا

ایران است آری اینجا ایران من است اینجا ایران ماست

مردمی که سرانه مطالعه روزانه شان ۵ دقیقه برآورد شده است این روزها به هیچ روزنامه ای امان

نمیدهند حتی کمی بر روی دکه های روزنامه فروشی ها هوا خوری کند و مردم حتی ریزترین مطالبش

را نیز با جان ودل می بلعند و میفهمند آری درست است اینجا ایران است اینجا ایران من و ما است

صدا های بیگانه این روزها از شدت بغض و کینه به فحاشی مستقیم به مردم روی آورده اند و بقدری

عصبانی هستند که عوام فریبی سالهای دور خود را فراموش کرده اند و علناٌ به مردم فحاشی میکنند

ای مردم شما نمیفهمید ای مردم شما خائن هستید تنها برخی از صداهای بیگانه است 

آری اینجا ایران است اما نه امروز با کمی اختلاف حدوداٌ دوازده سال پیش نزدیک به دوم خرداد ۷۶  و

کمی بعد از آن

همه خوشحالند برق امید را در چشم همه حتی مخالفان منصف میتوان دید در این شادی بزرگ حتی

مخالفین منصف نیز شریک هستند و به احترام اکثریت قاطع خوشحالند و آنها هم امیدوار به آینده ای که

به لطف حمایت اکثریت قاطع و راه درستی که در پیش است انشاء الله محقق خواهد شد اما .....

اما  آنکس که به آرمان این ملت پاک نهاد  و پاک سرشت خیانت کرد و از این راه به فکر منافع خود

بود و یا منافع خود را در یاس و نا امیدی ملت بزرگ ایران میدانست بداند که خائن به ملت و ایران

عزیز من و ما ست

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 2:18 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

قول میدم باور کنید قول میدم این آخرین تغییر باشه میدونید که اسم وبلاگ رو میگم

امروز توی گوگل " دل نوشت " رو سرچ ببخشید جستجو کردم باور کنید بالای ۵۰ تا وبلاگ بانام

" دل نوشت " دیدم حالا شما باشید جای من  آیا با همون اسم ادامه میدادید ؟ میدونید هرچی هم که برای

اسم جانشین فکر کردم دیدم همه اسم ها و نامها تکراری است ماشاء الله با این حجم وبلاگ و وبلاگ نویس

مگه دیگه اسمی هم مونده اینترنت پر شده از اسم هایی که روزی هزار بار میشنویم

پس منم برای آخرین بار تصمیم گرفتم یک بار برای همیشه اسم وبلاگ رو با اسم آدرس وبلاگ یکی

کنم اینجوری دیگه هیچ وقت فراموش نمیشه و البته یونیک ببخشید یکدانه هم خواهد بود

پس با عرض پوزش و عذر خواهی فراوان از همه شما دوستانی که لینک من را در وبلاگ خود دارید

میخواهم از این پس من را به نام " ِام نخعی فر " لینک کنید

سپاسگذارم و قبلا از لطف و عنایت همه شما دوستان کمال تشکر را دارم  در ضمن من هر زمان که بنویسم

همه شما را خبر میکنم شما هم اگر دوست دارید چنین کنید چون با توجه به مشغله کاری دیگر وقتی برای

وبگردی ندارم و فقط به دعوتی ها میرسم که سر بزنم

در پناه حق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19ساعت 11:16 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

من همیشه با گفتن " یا علی " یا زهرا" در حضور برادران عزیز اهل سنت مخالف بوده و هستم

البته اگر از روی آزار و اذیت باشد میدونید چرا ؟ چون نتیجه عکس میده و به جای اینکه این عزیزان

رو به تشیع تشویق کنه باعث کدورت و دوری و حتی هتک حرمت اونها هم متاسفانه میشه

ماجرا مربوط میشه به شعارهای مذهبی ورزشگاه آزادی که خودتون خبر دارین

ما همیشه باید عاقبت اندیش باشیم باید فکر کنیم اگر بردیم که هیچ اگر باختیم چی ؟ آیا همین دوستان

اهل سنت هزارتا جواب برای ما ندارن میگید نه به لینک پائین مراجعه کنید ببینید نتیجه این شعار ها رو

شانتاژ رسانه های عربی

ای کاش یاد میگرفتیم مسائل مذهبی رو با هرچیزی قاطی نکنیم چون ممکنه نتیجه عکس بده و نتیجه

بشه سوء استفاده برادران وهابی

ای کاش یاد می گرفتیم نام های مقدس وراتر و بالاتر از همه چیز حتی فوتبال ملی هستند .

برای نظر دادن هم روی پست قبل مرحمت بفرمائید  چون من دیگه خیلی دارم از دوستام جلو میافتم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/10ساعت 1:41 AM  توسط ِام نخعی فر 

بالاخره آه افشین قطبی دامن تیم ملی مان را گرفت و البته خواهد گرفت تا ما بفهمیم دنیا همه چیزشم

باقالای به چند من نیست که ما هر وقت اراده کردیم حق هرکسی رو که دوست داریم بخوریم  و مثل

خیلی جاهای دیگه آب از آب هم تکون نخوره

 ------------------------------------------------------------------------------------------

شنیده ها حاکی از آن است که ماجرای مربی گری تیم ملی با مذاکره با مایلی کهن و قلعه نوعی در جریان

است و ما انگار داستان تکراری بی آبرو کردن مربیان وطنی (علی پروین  پور حیدری ناصر حجازی و

همین مایلی کهن عزیزو ......) راکماکان ادامه میدهیم و این داستان بی آبروئی خیلی خوب میتواند جلوی

 بی آبروئی مدیران ارشد ورزش را بگیرد وضربه گیر خوبی شده به همبن دلیل باز هم قرار است تکرار شود

باز هم میگویم مربی گری تیم ملی حق افشین قطبی است نه به این دلیل که که من میخوام یا نه

 تنها به این دلیل که ما با آبروش بازی کردیم و تا جبران نکنیم درست نمیشه  همون روز که قطبی با

بچه های پرسپولیس خداحافظی کرد و بعد گفتن جای تو دایی مربی شده معلوم بود آهش دامنمون رو میگیره

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت 8:2 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

عجب سالی نو شد امسال نه از توپ خبری بود نه از ناقاره زنی حرم امام رضا(ع) و مثل خیلی از

خانواده های دیگه که خبر دارم همگی هاج و واج همدیگه رو نگاه میکردیم و میپرسیدیم یعنی تحویل

سال شد ؟ و البته جوابی هم وجود نداشت لااقل سالهای قبل با صدای توپ و ناقاره سال نو میشد اما امسال..

خوب به قولی همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید وفقط این وسط تقویم باستانی ما درست و حسابی است

بگذریم ٫ یک سال گذشت البته منظورم گذشت سال قدیم  هم هست اما مقصود اصلی گذشت یک سال از وبلاگ

نویسی من است که حالا وارد دومین سال شده است  و من میخواهم یک گزارش کار از این یک سال، چگونگی

شروع و کلاٌ شکل گیری این پروسه را به شما ارائه کنم

وبلاگ نویسی من با توصیه و راهنمائی خواهرم فاطمه نخعی فر شروع شد الحق والانصاف اگر راهنمائی و

اطلاعات ایشان نبود من هرگز موفق به شروع کار هم نمیشدم  وبلاگ نویسی من بیشتر با پر کردن وبلاگ

بوسیله چیزهائی که در وب پیدا میکردم شروع شد و تقریباٌ میشد از روی آمار بازدیدکنندگان و نظرات

فهمید که این کارها چندان طرفدار ندارد چون تقریباٌ همه وبگردها این اطلاعات را دارند

روزها گذشت تا اینکه من با آقای فرید صلواتی آشنا شدم که این آشنائی را نقطه عطف همه تحولات این وبلاگ

میدانم باید بی تعارف بگویم وبلاگ من که پرشده بود از آیتم های بدرد نخور و مسائلی که یک وبلاگ را از

حالت وبلاگ بیرون می اورد و تبدیل به یک صفحه نه چندان جدی و بیخود میکند پس از آشنائی با اقای صلواتی

نمیخواهم بگویم تبدیل به وبلاگی درجه یک کرد اما از روی نظرات و آمار وبلاگ عرض میکنم بسیار بهتر

و پربارتر وسنگین تر شد چون دیگر تمامی مطالب نظرات خودم بود و هرچه که نوشتم زائیده ذهنم بود و

دیگر از قالب های رنگی و شکلک های بی خودی و جوک وفال و اینجورچیزها خبری نبود

من عمده این تحول را مدیون آشنائی با آقای صلواتی هستم البته ایشان هیچ گاه مستقیم چیزی به من نگفتند اما

آشنائی با ایشان فتح بابی بود برای جدی شدن در وبلاگ نویسی

البته در این راه دوستان دیگری هم من را راهنمائی های بسیار به جا و مثمر ثمری کردند که باید از یکی از این

دوستان به نام آقای مسعود یارضوی یادی کنم که با راهنمائی های خود من را یاری دادند

ودر ادامه باید گفت آشنائی من با وبلاگ تورجان و نوسینده آن آقای  فتحی هم در شکل امروز "دل نوشت"

بسیار تاثیر گذار بوده و خواهد  بود و من از نوع نوشتن و نوع نگاه این عزیزان تازه فهمیدم وبلاگ نویسی چیست

از بقیه دوستان هم کمال تشکر را دارم که با راهنمائی های خود من را در تبدیل این وبلاگ از یک وبلاگ کاملاٌ

بی هدف به شکل امروز (باز هم میگویم ادعای داشتن یک وبلاگ درجه یک را ندارم اما به جرات میتوانم بگویم

به مراتب بهتر از روزهای اول است )کمکم کردند

از وبلاگ کشکول آقای بیات هم سپاسگذارم که در این دنیای مجازی یکبار من را به عنوان وزیر تعاون خود

انتخاب کرد و شاید باور نکنید که همین انتخاب مجازی و خیالی برای من دلگرمی بزرگی بود

از همگی شما ممنونم و آرزو دارم بتوانم روزی محبت های شما را جبران کنم که دست من را که از خارج از

 این وادی وارد  گود شده بودم گرفتید و صبورانه و برادرانه کمکم کردید

پیروز و موفق باشید و به امید سالی پر از برکت و شادی و سرور

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 6:1 PM  توسط ِام نخعی فر  |