تبليغاتX
ِام نخعی فر - یک جهان آرا و هزار مدعی

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

نمیدونم چرا اسم " محمد جهان آرا " رو که میشنوم اشک هام بی اختیار سرازیر میشه و شروع میکنم به گریه کردن ، نمیدونم چرا گریه امونم رو میبره نمیدونم چرا مثل بارون بهار همین طور بی اختیار اشک میریزم ، آخه چرا ؟ من که نه " محمد جهان آرا " رو دیدم و نه میشناختمش و نه آشنائی با او داشتم پس این گریه برای چیه و چرا هر بار بی اختیار من ، سرازیر میشه ؟

خیلی فکر کردم راجع به این موضوع که چرا نام این مرد اشک های من را به جریان میندازه ، شاید به این دلیل که شهید " جهان آرا " واقعی بوده واقعاٌ واقعی بوده مدعی نبوده ، در روزهائی که ایران تنها نیاز به عمل گرائی داشته با قرار دادن جان برکف و ایستادگی تا پای جان از ارزشهای واقعی دفاع کرده ، شاید چون مثل خیلی از مدعیان دفاع از ارزشها نبوده که فقط میتونند از پشت میزهای ریاست و در سایه فیش های حقوقی چند رقمی و چندین پست و مقام از ارزشها دفاع کنند، نامش اشک های من را بی اختیار روانه گونه هام میکنه

باری شهید " محمد جهان آرا "  مانند بسیاری از سفر کرده های این دیار در اوج بی کسی و تنهائی به دفاع از این آب و خاک پرداخت روزهایئ که خیلی ها فقط به فکر بنزین برای فرار و یا جان و مال به در بردن از آن معرکه تاریک بودند

امروزه هم که تنها نام " شهید جهان آرا " و شهیدانی از این دست دستاویز بازی های سیاسی سیاست بازان همیشه و از همه چیز ارث خور شده است مدافعین دروغین ارزشهائی که اگر ۵ متر آنها را از میز ریاست شان جدا کنید به افلاک و آفاق توهین خواهند کرد همان مدافعینی که آنچنان دم از دفاع از ارزشها میزنند که انگار این ارزشها صرفاٌ متعلق به اینها و یا اصولا جزئی از مایملکشان است مثل همان میز و همان صندلی و فیش چند رقمی حقوقی که ذکر جمیلش رفت

اما ....اما شهید " محمد جهان آرا " واقعی بود ، تمام وجودش ، همه جان و خون و تنی که در راه وطن داد واقعی بود آری شهید "محمد جهان آرا " واقعی بود

حتی الان که اسمش رو مینویسم اشک هام بی اختیار سرازیره

درود بر " محمد جهان آرا " و همه یاران صدیق و وفادارش

             " سالروز آزاد سازی خرمشهر بر همه رزمندگان و بر همه ایرانیان وطن دوست مبارک "

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 11:50 PM  توسط ِام نخعی فر  |