<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ِام نخعی فر </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/</link>
<description>زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2009 11:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظ بلاگفا</title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-241.aspx</link>
<description>بالاخره من هم از بلاگفا فرار کردم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از اینکه بلاگفا وبلاگ من رو از لیست بلاگهای با روز شده حذف کرد و ... خیلی چیزهای دیگه من هم تصمیم گرفتم از بلاگفا با بلاگ اسکی نقل مکان کنم ، البته کوچ اجباری چون از دست دادن گذشته برای هرکسی سخته اون هم وقتی بعد از ۲۱ ماه وبلاگ نویسی مداوم باشه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال با این آدرس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://mnakhaifar.blogsky.com/&quot; target=_blank&gt;ام نخعی فر (بلاگ اسکی )&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میزبان قدم های سبزتون هستم  در ضمن از همه دوستانی که تمایل به لینک مجدد دارند خواهش میکنم به وبلاگ جدید در این مورد پیام بدن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیروز باشید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 11:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=241</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-241.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-240.aspx</link>
<description>روزی  که نگاه به شرق آقای احمدی نژاد در روابط سیاسی ایران حاکم شد بسیاری از کارشناسان میدانستند قضیه به اینجا ختم میشود که بعد از آن همه شیرین کاری و باج دادن به کشورهای عمدتا کمونیسم &quot; شرق &quot; چیزی غیر از این آیدمان نمیشود که روس ها از چپ و چینی های زرنگ از راست غارتمان کردند و دست آخر هم پشت ارباب واقعی شان پناه گرفتند 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش روزی که برای باج دادن به این چینی های مترصد و برای تمنای یک رای در شورای امنیت ( که هرگز هم به نفع ما صادر نشد ) و یا برای آن حق &quot; وتو &quot; نازنین که ایضا به راه همان رای مثبت رفت ،  تقریبا تمامی کارگاههای تولیدی کیف وکفش و چرم و مانتو و پارچه و لباس و نوشت افزار و ابزار و .......... را به نابودی مطلق کشاندیم تا ایرانیان به چای پوشیدن کفش های تبریز کفش هزار تومانی چینی بپوشند اما در عوض دوستی ملت و دولت چین را داشته باشند ، اینقدر میفهمیدیم که هرگز چین و روسیه تبادل تجاری هزار میلیارد دلاری خود با آمریکا را به منافع چند صد میلیون دلاری با ما عوض نمیکنند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش حداقل به جای نابودی انواع کارگاههای تولیدمان و باج دادن به روس ها و چینی ها یک بار هم که شده طعم شیرین حق &quot; وتو &quot; این دوستان را به نفع خود میدیدم تا آرزو به دل از این دنیا نرویم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی حرفهای آقای رئیس جمهور چین در حضور آقای &quot; اوباما &quot; را شنیدید ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با این حرفها من که تنها یک نتیجه گرفتم و آن هم اینکه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;خر تا گرگ رو ندیده عبدل الکریمه   و وقتی ببینه همان نوکر قدیمه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;غیر از اینه که وقتی رئیس جمهوره چین اوباما رو دید همین ضرب المثل اتفاق افتاد، اما برای اونها گذشت چیزی که باقی موند سیاهی ذغالی بود که به دیوار کوتاه ما ایرانی ها بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : یک نکته هم برای دوستان و اون اینه که از این به بعد و با توجه به رای صادره برای برادرزاده رئیس ستاد آقای مهندس موسوی بنده هم باید کامنت ها رو اول بخونم بعد بالا بزارم تا منم قرار نباشه ۶ سال آب خنک بخورم اونم برای زبان سرخ دیگری &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 13:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=240</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-240.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند سئوال ساده </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-239.aspx</link>
<description>به سئوالات ساده من در صورت امکان پاسخ دهید ، و اگر نتونستید لااقل در تنهائی خودتون بهش فکر کنید 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱ ـ چرا دانشجویان در روز ۱۳ آبان همزمان با سفارت آمریکا که به لانه جاسوسی معروف شد لانه جاسوسی بزرگتر که به طور حتم و قطع سفارت روباه پیر انگلیس است رو اشغال نکردن ، این سئوالیه که ذهن من رو سالها به خود مشغول کرده ، این رو هم بگم من هیچ پیش داوری نمیخوام بکنم فقط میخوام بگم اگه به جاسوسی بود انگلیس ها قرن ها بود که در حال جنایت ، خیانت و  جاسوسی بودند اما در اون روز فقط به سفارت آمریکا حمله شد ( قصدم این نیست که بگم چرا به جای آمریکا به سفارت انگلیس حمله نشد ، میخوام بگم چرا همزمان با آمریکا به سفارت انگلیس هم حمله نشد )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲ ـ چرا تازگی ها هر کس با سیاست های آقای رئیس جمهور مخالفت میکنه دردم منافق و مزدور و معاند میشه ، واقعا اگر ملاک نفاق و عناد مخالفت و یا موافقت با  آقای رئیس جمهوره بهتره   دیگه بقیه ملاک ها رو تعطیل اعلام کنیم تا دیگه مسلمانان دچار سرگشتگی نشن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳ ـ چرا بعضی از دوستان با قرار دادن خود در جبهه قدرت و پناه قرار دادن خود در سایه همه نیروهای دارای قدرت مملکت و قایم شدن زیر چتر نهادهای زورمند خودشون رو شجاع الدوله میپندارند و اون دانشجویان و یا مردمی رو که هر آن بیم زندانی شدن و توبیخ و تنبیه رو دارن رو ترسو مینامند ، آیا این مسخره نیست نمونه هم یکی از دوستان خودمون که با  تعریف و تمجید از نهادهای قدرت خودش رو شجاع میدونه و به کسانی که نقدی به سیستم دارن میگه ترسو ، مثل این دوستمون هم مثل کسیه که  از توی خونه و از پشت شیشه تلویزیون به کسائی که از میدون جنگ برگشتن میگه ترسوها برگردید برید بجنگید البته این دوست ما خیلی هم ادعای جنگیدن داره البته به شرطی که یک گردان نیروی ویژه تا دندان مسلح باهاش باشن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فعلا به همین سئوالات من جواب بدید تا بعد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : لطفا اون دوست خیلی شجاعمون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ناراحت نشه &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 19:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=239</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-239.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکریم واقعی ارباب رجوع </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-238.aspx</link>
<description>این روزها برای گرفتن گواهینامه تائید صلاحیت کاری تقریبا هر روز به یکی از ادارات دولتی مراجعه میکنم حالا بماند که هر روز به بنده عرض میکنند ای ارباب رجوع نازنین تاج سر ، بفرمائید فردا تشریف بیارید چون امروز سیستمهامون قطعه ، (فرداش که میرم آقای رئیس تشریف ندارند و روز بعد پرینترهاشون مشکل پیدا کرده و ......) خلاصه دقیقا بنده الان یک ماه و ۱۲ روزه که گرفتاره گرفتن برگه ای هستم که کل الاجمعین با همه مخلفاتش ۳ ساعت ناقابل هم کار نداره ، خوب حالا همه اینها روکه گفتم هیچ ،  بشنوید از شاهکاری که امروز پیش اومد و دیگه از اون داستانها بود ، امروز که به اون اداره کذائی مراجعه کردم دیدم بدون هماهنگی حتی با کارمند های خودشون ( ما ارباب رجوع ها که اصولا داخل آدم نیستیم که بخوان با ما هماهنگ کنن ) کل میز و صندلی های اداره رو جمع کردن و میخوان دیوارها رو رنگ کنن ، یکی از کارمند های نسبتا دلسوز به بنده از سر خیر خواهی فرمودند عزیزم من اگه جای تو بودم میرفتم ۱۰ روزه دیگه میاومدم چون ادراه تا ۱۰ روزه دیگه به طور غیر رسمی تعطیله چون سیستم ها جمع شده و میزها هم به سالن ها انتقال داده شده ، من رو میگید آه از نهادم در اومد که تازه بعد از این همه مدت با این خبر بسیار خوش و البته جالب !!!!!!!!! روبرو شدم و البته یاد اون ماجرای جالبی افتادم که میگه ژاپنی ها معتقدن اگه برق توی آلمان به مدت یک ساعت قطع بشه ژاپنی ها اونها رو به لحاظ پیشرفت صنعتی و اقتصادی میگیرن 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا داشته باشید مملکت ما رو که یک اداره دولتیمون در اوج روزهای کاری خودش یکدفعه یاد رنگ زدن در و دیوار ها میافتن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ضمن فکر نکنید میخوام بگم در دوره آقای خاتمی و هاشمی اینطوری نبود ه نخیر اون روزها هم همینطور بود اما فرقشون اینه که اونها حداقل اینقدر ادعای تکریم ارباب رجوع و اینکه مردم تاج سر ماهستند و قربون هرچی مظلوم و محروم هست بریم رو نداشتند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی یک چیزی رو یادم رفت بگم امروز یک چیزه دیگه هم دیدم و اون اینکه این اداره دولتی که دائم از صرفه جوئی و از این جور چیزها دم میزنه کل میزها و صندلی هاش رو هم به آخرین مدل و بهترینها تبدیل کرده که البته این هم بد نیست اما در دوره آقای خاتمی بیچاره به این جور چیزها میگفتن اصراف و بر باد دادن بیت المال اما حالا واژش فرق کرده شده تغییر دکور به قصد تکریم و احترام دو چندان به ارباب رجوع &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای بیچاره آقای خاتمی کجائی که ببینی ارباب رجوعاتو کشتن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : راستی یک چیزی رو به عنوان سورپرایز عرض میکنم ، بلاگفا اسم وبلاگ من رو از لیست وبلاگهای به روز شده خارج کرده و الان مدتیه که وقتی آپ میکنم اسم وبلاگم بالا نمیآد اینو گفتم که اگه یه روز دیدید کرکره هامون پائینه بفهمید که دکونمون رو تخته کردن &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 14:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=238</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-238.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتب خانه از نوع مهرورزی</title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-237.aspx</link>
<description>دوستان عزیز ، دوستان عزیز 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز میخوام به شما عزیزان (البته جسارتا ) درس بدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب گوش کنید عزیزان ، درس امروز ما معنای حقیقی و کامل &lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;وحدت&lt;/FONT&gt; است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب حالا هر چی من گفتم شما بگید چشم قربان (اگه بگید به روی چشم حضرت قربان دیگه شاگرد اولیتون قطعیه و مو لای درزش نمیره )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان الان کره زمین وایساده و خورشید داره دورش میگرده  ( بفرمائید چشم قربان و یا آیتم شاگرد اولی ها )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان من هرچی که بگم درسته و غیر از اون کاملا (تکرار میکنم کاملا ) غلطه ( بفرمائید چشم قربان و....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان خیر و صلاح همه رو من میدونم و غیر از این هم هر کی هر چی بگه غلط زیادی کرده (بفرمائید چشم قربان و .....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان من محبوب ترین چهره عالمم و بقیه از دم  منفورن ( بفرمائید چشم قربان و ....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان هر کس نظری غیر از نظر من داشته باشه اگه مثل بچه آدم خفه شد که شد اگه نه خودم با دستای خودم خفش میکنم ( بفرمائید چشم قربان و ....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان ...........................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب دوستان عزیز حالا ما در اولین جلسه کلاسیمون و با همکاری شما به &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;وحدت&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;کامل رسیدیم ببینید به همین سادگی میشه به خیلی از واژه های به ظاهر مشکل رسید و ما امروز به اون رسیدیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما به وحدت رسیدیم به همین سادگی حالا هی بعضی ها بگن نمیشه و یا سخته و یا هزار تا کوفت و زهر مار دیگه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ممنون از همکاریتون در جلسات بعد به واژه های به ظاهر صعب و در عمل ساده دیگه خواهیم پرداخت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : اون ته کلاسی ها که هی موقع درس دادن من بازی گوشی میکردن بدونن که آخر سال که بیان برای وحدت التماس کنن باید دوبرابر بقیه چشم قربان و ... بگن ، این رو گفتم که به بقیه بچه های حرف گوش کن ظلم نشه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت (۲): ناراحت نشید این وحدت که ما درسش رو دادیم خیلی هم من در آوردی نیست میگید نه گوش کنید به صحبت های بعض از دوستان عزیز که معتقدن اگه ما هرچی گفتیم شما گفتید چشم اون وقت وحدت برقرار میشه ، حالا شما بگید مسخره نیست &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 20:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=237</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-237.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت عمل و شعار </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-236.aspx</link>
<description>مدتی پیش ، بندر عباس میهمان عموی یکی از دوستان بودیم که سنی مذهب هستند ، یادم میاد پسر عموی دوستم که ما میهمانشون بودیم  به محض اینکه صدای اذان بلند میشد به اولین مسجد سنی ها مراجعه میکرد و روز جمعه که همه ما در حا ل برنامه ریزی برای بیرون شهر رفتن بودیم به ما گفت که میتونه بعد از نماز جمعه ما رو همراهی کنه و قبل از اون نه ، باور کنید در تمامی مسائل اعم از کار خودش ،  خرید کردن ما و یا برخورد ساده اش با مردم رعایت اصول دین و اسلام رو میشد دید ، در ارائه خدمات صادق ترین بود ودر خرید و یا برخورد با مردم بسیار خوش برخورد و مودب بود ، خلاصه میکنم به راحتی میتونست هر کسی رو جذب اخلاقش کنه و این رو تنها مدیون رعایت اصول دین اسلام میدونست و خودش هم میدونست و معترف بود به این مسئله که هر چه داره از حضور همیشگی و واقعی (تکرار میکنم واقعی )دین اسلام در زندگیشه ، از اون طرف هم بماند که بچه شیع...........
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا چرا این خاطره رو تعریف کردم ، بشنوید از دلیلش : دیشب توی یک جلسه نسبتا خانوادگی از یکی از فامیل های متعصب و بسیار کم سواد که البته فوق العاده هم خودش رو یک آدم مذهبی و دوآتشه میدونه شنیدم که میفرمود (خلاصه میکنم و به دلیل یک سری ملاحظات بسیار ضروری خیلی از صحبت هاش رو سانسور میکنم )همه غیر شیعیان به جهنم خواهند رفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با شنیدن این جملات پر مغز !!!!! ناخود آگاه یاد اون پسر عموی سنی دوستم  افتادم که رفتار و انسانیتش به معنای واقعی میتونست و باید الگوی خیلی از ماها باشه ، یاد اون پسر عموئی افتادم که در تمام مدت اقامتم هرگز ازش بدرفتاری ، دروغ ، غیبت ، پرخاشگری و .... (چیزهائی که ورد زبون خیلی از ماهاست ) ندیدم ، حالا چطور عقل سلیم میتونه رضایت بده این پسر عموی به معنای واقعی مسلمون به جهنم خواهد رفت و در عوض اون فامیل ما که  از ۱۰۰ تا حرفش ۹۹ تاش غیبت و بهتون و دروغه چون شیعه است و یا بهتر بگم بر اثر شانس شیعه به دنیا اومده به بهشت خواهد رفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زهی خیال باطل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرگز چنین نخواهد بود هرگز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش کمی از رفتار اون پسر عموی سنی رو این فامیل شیعه ( کلی عرض میکنم ) یاد میگرفت تا شاید با تقلید از اون میتونست راه بهشت رو حداقل پیدا کنه  و دست از این همه محملات برداره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش همه برادران دینی و هم مذهبی یاد بگیرند و بدونن : ان اکرمکم عند الله اتقاکم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه بیش از این و نه کمتر از این &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست بردارید از این همه تعصب و زیاده گوئی ، اینکه من و شما بر اثر جبر جغرافیائی و یا فاکتور شانس در خانواده ای شیعه به دنیا آمده ایم هرگز و به تنهائی به هیچ وجه بار معرفتی و یا به خودی خود بار معنوی ندارد شاید بتوان از لطف خداوند در این مورد تشکر کرد اما این تازه آغاز راه است و به عقیده من ، اگر من  و شمای شیعه ذره ای بد عمل کنیم همین لطف خداوند روزی گریبانمان را خواهد گرفت و این لطف (به فرض) تنها بار مسئولیت ما را زیاد خواهد کرد نه اینکه برای ما خود خواهی با بار بیاورد و قبل از روز حساب به حساب دیگران برسیم ، چرا ، چون ما شیعه ایم و بقیه نه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : من رو ببخشید این روزها حضورم دروبلاگهای دیگه کمتر شده ، گرفتاری گرفتاری گرفتاری ، دلیلش تنها همینه اما جبران خواهم کرد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 16:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=236</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-236.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک داستان عبرت آموز</title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-235.aspx</link>
<description>روزی روزگاری که از سراسر دنیای متمدن به سمت آمریکا (سرزمین نو خواسته ) هجوم آورده بودند ، اگر سرخپوست ها مغز متفکری داشتند و خیر و صلاح خود را میدانستند به جای شروع جنگی که تنها به نابودی کامل خودشان انجامید این مطلب را درک میکردند که با دست خا لی نمیشود به جنگ دنیای متمدن رفت و به مشارکت در ساخت کشور نو بنیاد آمریکا بر میخواستند  امروز حداقل حضور فیزیکی در جریانات این کشور بزرگ داشتند 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر روزی که آن همه مهاجر به  آمریکا سرازیر شده بودند سرخپوست ها با روی باز از این میهمانان ناخوانده پذیرائی میکردند شاید میشد تصور کرد فرهنگ و آدابشان برای سرگرمی مردمان جدید هم که شده باقی بماند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آن همه تعصب و اعتقادات پوچ تنها منجر به نابودی کامل خودشان انجامید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : باز حالا عده ای بفرمایند نخیر آنها بایستی مردانه میجنگیدند ، خوب سرخپوستها هم همین کار را کردند اما تنها نتیجه ای که گرفتند این بود که در برپائی کشور جدید حضور نداشتند و حالا هم تنها اسمی از آنها باقی مانده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت (۲): این مثال را همینطوری زدم زیاد به دل نگیرند گردن های آماده به باد کردن&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 13:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=235</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-235.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک بوم و دوهزار وپونصد هوا </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-234.aspx</link>
<description>این &lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=87144&quot; target=_blank&gt;مطلب&lt;/A&gt; رو بخونید 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که دیگه دارم قاطی میکنم دارم دیوونه میشم دارم منگ میشم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا بالاخره ما دوست آمریکائیم دشمن آمریکائیم ازشون متنفریم ، خاطرخواهشونیم ، میمیریم براشون  یا امیدواریم بمیرن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اون از دولتمون که از بس نامه فدایت شوم در قالب نصیحت و پند و اندرز براشون نوشت دیگه نه خودکاراشون جوهر داره نه دیگه کاغذ دارن ، اونم از اینکه دائم میگن ما باج به خارجی نمیدیم و مرگ بر آمریکا حالا هم که میبینید مشاور عالی قدر و بسیار مورد اعتماد آقای رئیس جمهور اینگونه خون هزاران شهید راه اسلام و انقلاب رو که به عشق امام (ره) و اسلام به جبهه ها رفتن رو به بازی میگیره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا جدای از این مسئله تصور کنید این نظر رو دکتر مهاجرانی د رزمان مسئولیتش در دولت آقای خاتمی داده بود یقینا دارش میزدن بلاشک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اینکه بالاخره یکی نیست به ما بگه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آخرش ما باید بگیم مرگ بر آمریکا یا اینکه باید بگیم زنده باد آمریکای سازنده سازمان ملل ( که باعث خیلی سفرهای مهم و تاریخی میشه ) یا زنده باد آمریکای سازنده فیلم های وسترن که باعث شد جوون های ما روحیه دشمن ستیزی داشته باشن و یا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;لعنت بر اون ملتی که هزاران الگوی ظلم ستیز خودشون رو رها کنن و به الگوهای وارداتی پناه ببرن حالا از هر نوعش که باشه فرق نمیکنه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پی نوشت : من رو ببخشید که باز هم اعتراض دارم ، انشاء الله به زودی میمیرم حالم کاملا خوب میشه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 14:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=234</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-234.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از هر دری سخنی </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-233.aspx</link>
<description>دلم از دست بعضی ها خیلی خونه ، همونها که هر جنایتی که دستشون برسه انجام میدن و بعد منتش رو سر دین خدا میزارن که بله خدا جون ببین ما حتی با توجه به اینکه میدونیم خیلی از مردم ازمون متنفرن اما برای رضای تو انجامش میدیم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش این دوستان بسیار بی ارزش میدانستند رضای خداوند جدای از رضای خلق خداوند نیست ، البته این را هم میدانم که این تهی مغزان جواب خواهند داد چون ما خیر و صلاح مردم را بهتر از خودشان میدانیم در نتیجه فعل ما هم در راه رضای خداست و هم خلق خدا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش بشنوند که &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;ای فرصت طلبان و ای کوته فکران ما حتی اگر شما را در بهشت ببینیم ترجیح میدهیم در جهنم باشیم ، دست بکشید از سر این خلق بی گناه که با نوشته ها و رفتار و کردارتان همه را از همه مقدسات دور و دورتر کرده اید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;ای متحجرین و ای معاندین واقعی اسلام و ایران و حتی جمهوری اسلامی دست بکشید از تعلیم و تعلم کسانی که خیلی بیشتر از شما میفهمند اما مثل شما از سر بی مغزی فریاد &quot; ما  خیلی میفهمیم &quot; سر نمیدهند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;ای کاسه های داغ تر از آش هر آنچه که از ثروت های این مملکت میخواهید بردارید و ببرید اما دست از اعتقادات ما مردم بردارید وما را روز به روز از آنچه که هستیم بدتر و بی اعتقادتر نکنید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;ای ........&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;و خلاصه اینکه بیائید و پست و مقام و ... ببرید اما به خاطر خدا این نوشته های سرشار از بی احترامی و گفته های سرشار از تهمت و دروغ را ننویسید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;بیائید همه پست ها مال شما اما اعتقاد ما را به ما برگردانید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : ببخشید من رو که سخت از دست عده ای از این دوستان متحجر دلگیرم که به نام مردم به مردم ظلم میکنند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 11:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=233</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-233.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقفه ای نسبتا طولانی </title>
<link>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-232.aspx</link>
<description>من رو ببخشید از این وقفه طولانی که داشتم ، دلیلش رو هم شاید خیلی ها بدونند اما اگه خودم بخوام توضیح بدم در دو کلمه خلاصه میکنم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تعهد و تاهل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انشاء الله دوباره باز خواهم گشت لابد با نظریات و طرز فکری جدید البته شاید چون تا به حال از دید یک پسر مینوشتم اما حالا دیگه مرد شدم (عجب تحویلی گرفتم خودمو)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من رو هم بابت اینکه وقت نداشتم به دوستان سر بزنم ببخشید میدونید که عذرم موجهه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به زودی مینویسم مفصل و طولانی از همه چیز از سیاست تا زندگی که حالا دیگه رنگ جدیدی به خودش گرفته &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 19:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mnakhaifar&amp;postid=232</comments>
<dc:creator>mnakhaifar</dc:creator>
<guid>http://mnakhaifar.blogfa.com/post-232.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
